
چند هفته ای هستش که مطلب جدیدی ننوشتم، این مدت تحولات اینقدر عجیب، زیاد و عمیق بودن (چه تحولات جامعه، چه تحولات روحی و کاری!) که من رو حسابی مات کردن و ذهنم رو هم مشغول که نتونستم تمرکز کنم و یه مطلب حسابی بنویسم. از همه بدتر اینکه استاد دوم هم پاشو کرده تو یه کفش که من زن می خوام! حالا من هرچی میگم سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندن و خانم بالا سر می خوای چیکار و هرچی آیه و حدیث و نقل قول میارم که بابا ازدواج اول بدبختیه و بعد از یه عمر زندگی با عزت و شرافت و آبرو چرا می خوای خودت رو بدبخت و بیچاره و ذلیل و خفیف یه موجود ابله و خنگ و زبون نفهم کنی و عمر عزیزی که خدا داده رو حروم، که به خدا زندگی زناشویی عین نوکری هست، اصلا گوش نمیده و این قضیه هم کلی رو اعصابم صبح و شب رژه میره! بالاخره امروز دیدم که ذهنم رو می تونم جمع و جور کنم و یه چیز درست و حسابی بنویسم! پس اینم اولین مطلب خانم بازی، بخونین حالشو ببرین!
قبل از همه اینکه اصل چیزیه که می پذیریم و نیاز به اثبات نداره ولی می تونه استثناء هم داشته باشه، این اصولی هم که می گم در موارد خیلی کمی می تونن استثنا داشته باشن اما در 99.99% موارد (و حتی بیشتر!) درستن.
اصل یکم – اعتماد به نفس:
50% از خانم بازی اعتماد به نفس هست، این نه تنها مهمترین اصل خانم بازی بلکه مهمترین اصل موفقیت هست. تنها یه ذهن برنده می تونه از شما یک انسان برنده بسازه. اگه شما از خودتون مطمئن نباشید این عدم اطمینان به همه حرکات و اعمال شما سرایت پیدا میکنه و در نهایت احتمال اشتباه رو بالا می بره.
نکته دیگه اینکه، خانمها از مردایی خوششون میاد که اعتماد به نفس دارن و همیشه از کارهایی که انجام میدن مطمئن هستن. زنها نیاز دارن و دوست دارن که تحت حمایت باشن، دوست دارن که به یه مرد محکم تکیه کنن، دوست دارن که یکی تصمیمها رو براشون بگیره، دوست دارن دنبال شما بیان؛ خوب، فکر می کنین یک مرد بدون اعتماد به نفس میتونه نظر کسی که این خواسته ها رو داره به خودش جلب کنه؟ میشه به یه مرد متزلزل تکیه کرد؟ عدم اعتماد به نفس شما رو گیج و متزلزل نشون میده که این با خواسته یه زن متناقض هست و احتمال موفقیت شما رو به شدت پایین میاره.
یادم هست که یه روز با استاد اول تویه ماشین از دانشگاه داشتیم میومدیم، خیلی خسته بودیم و اونهم صورتش رو چند روزی بود نتراشیده بودش، یه دختری رو دیدم و بهش گفتم بریم مخش رو بزنیم و اون گفت، چون الان ریشم رو نزدم و خسته ام، اعتماد به نفسم کم هست و خودم کار خودم رو خراب می کنم. نکته ای که اینجا هست اینه که: اون دختر ممکنه به صورت نتراشیده و خسته اهمیتی نده ولی عدم اعتماد به نفس رو متوجه می شه. (این مثال نکات دیگه ای هم داره که بعداً تو مطالب دیگه باز بهش رجوع می کنیم)
اصل دوم – شخصیت:
داشتن یه شخصیت محکم، با اراده، مصمم و سنگین از ارکان مهم خانم بازی هست. به چند دلیل:
اول اینکه همون جور که تو اصل قبلی گفتم زنها دوست دارن به شما تکیه کنن، تحت حمایتتون باشن و ...، کسی که دارای همچون شخصیتی باشه، همچین قابلیتهایی رو هم داره.
دوم اینکه زنها عاشق خودنمایی هستن، این رو می تونین از چشم و هم چشمیشون، از عاشق خرید لباس و کیف و کفش و طلا و جواهر و هزار کوفت و زهر مار دیگه بودنشون بفهمین! باور کنین که هیچ چیزی جهت خودنمایی در جمع دوستان بهتر از یک دوست پسر متشخص و توپ نیست!!
سوم اینکه زنها دوست دارن به داشتن شما افتخار کنن، قطعاً به یه آدم چیپ و جلف و عوضی نمیشه افتخار کرد!
اصل سوم – پذیرش شکست:
ترس از شکست و رد شدن بزرگتربن مانعی هست که در راه خانم بازی وجود داره. این فکر که اگر این دختر حاضر نشه با من دوست بشه اونوقت ضایع میشم یا دختر به این توپی چرا باید با من دوست بشه یا چیزایی دیگه مثل این، بزرگترین مشکلی هست که بسیاری از پسرها در راه خانم بازی دارن، این مشکل در بسیاری از موارد باعث میشه که خیلی ها اصلاً طرف خیلی از خانمها نرن، یا بسیاری از موقعیت هایی رو که بدست میارن بعلت تشویش ای که اینجور افکار تو ذهنشون درست می کنه از دست بدن.
شما باید بدونین که هیچ آدمی 100% موفق نیست، همونطوری که هیچ تیمی همواره برنده نیست، و این خیلی طبیعی هست که شما نتونین مخ هر دختری رو که می خواین بزنین، شکست جزء جدا نشدنی خانم بازی هستش.
روشی که باعث پیشرفت شما تو دختر بازی میشه تمرین هست، تا شما شکست نخورین روش برد رو یاد نمیگیرین، شکستها پایه های پیروزی هستن، شاید خیلی شعاری باشه ولی واقعیت داره.
فرض کنید شما در هر 10 دست بازی شطرنج تنها 1 دست رو می برید، اگه شما 10 دست بازی کنید 1 بار برنده میشید، اگه 20 دست بازی کنید 2 بار، اگه 100 دست 10 بار و اگه اصلاً بازی نکنید هیچوقت هم برنده نمی شید. همیشه در نظر داشته باشین که خانم بازی هم یه بازیه، هرچقدر شما دفعات بیشتری بازی کنید دفعات بیشتری هم برنده میشید و اگه از ترس جواب رد شنیدن اصلاً طرف هیچ دختری نرید، هیچ دوست دختری هم نخواهید داشت.
اصل چهارم – انعطاف پذیری:
استاد اول می گفت برای موفقیت تو خانم بازی باید هنرپیشه بشی، من هم به شما همین رو توصیه میکنم! یادتون باشه هیچ دوتا دختری کاملاً یه جور نیستن و برای همین هم دلیل نداره اگه یه روش رفتار با یه دختر جواب میده با دختر دیگه ای هم جواب بده، برای همین شما عزیزان باید یاد بگیرین که کاملاً منعطف باشین، سعی کنید سر در بیارید که یه دختر چه جور مردی مورد پسندش هست (حالا اینکه چه جوری بفهمید بعدها راجع بهش بحث می کنیم) و سعی کنید مثل یه هنرپیشه نقش مرد دلخواهش رو بازی کنید، یه نمونه کامل از این قضیه رو میتونین تو فیلم Saint (قدیس) مشاهده کنین!
اصل پنچم – تمرکز و حضور ذهن:
شما تویه خیابون یه دختر رو می بینین و ازش خوشتون میاد، یا شاید تو یه کافی شاپ، شاید تو یه سوپرمارکت، شاید تو یه نمایشگاه فرش، شاید تو مهمونی یا هزار جور جای دیگه، خوب، چه جوری میخواین سر صحبت رو تو هر کدوم از اون جاها با حال و هواهای خاص خودشون باز کنین؟ اگه با دوستاش باشه چه جوری می خواین از جمعشون خارجش کنین؟ چطور می خواین بهش نزدیک بشین؟ به هر حرفی که میزنه چه جوابی باید بدین که شما رو به منظورتون برسونه؟ بازم میگم، خانم بازی یه بازیه، مثل شطرنج و تو شطرنج هر حرکت مهمه، هر حرکت باید منطقی و حساب شده باشه. تو خانم بازی هم شما وقتی می تونید با دقت بازی کنید که کاملا روی بازی متمرکز باشید، حضور ذهن کافی داشته باشید تا جواب هر حرف و حرکتی رو دقیق و سریع بدید، بازی رو به نفع خودتون جلو ببرید و خانم رو مات کنید.
بهتون توصیه می کنم که همیشه قبل از اینکه حتی طرف یه دختر برین اول فکر کنین که چی می خواین بهش بگین و چیکار می خواین بکنین، یه نقشه داشته باشین و اجراش کنین و وقتی کارها اونجور که می خواین مثل نقشه پیش نمیره باید در لحظه آماده عوض کردن نقشه و استراتژی و کنترل دوباره اوضاع باشین. تمرکز و حضور ذهن شما لازمه برد هستش و فقط با تمرین زیاد و تجربه می تونین بهش دست پیدا کنید تا تو اغلب موقعیت ها استادانه مخ زنی کنین!
اصل ششم - عدم تکرار و سورپرایز کردن:
بهترین فیلمی که تا حالا دیدین چیه؟ چند روز حاضرین پشت سر هم اون رو ببینین؟ حتی بهترین چیزها هم اگه دائم تکرار بشن تازگی و لذت خودشون رو از دست میدن و پیش پا افتاده و کسل کننده میشن. رابطه خودتون با یه دختر رو یکنواخت نکنید، تازگی خودتون رو از دست ندید. اگه می خواین دوست دخترتون رو از دست ندین و براش جذاب باقی بمونید، سعی کنید هر از چندی چیز جدیدی رو کنید.
خانمها عاشق چیزای غیرقابل پیش بینی هستن (البته از نوع خوبش، مثلا اگه بطور ناگهانی وسط جمع انگشت بکنینشون اصلا بنظر جالب و جذاب نمیرسه!) عاشق مردایی هستن که هر از چندی بصورت جذابی اونا رو شوکه کنن! تو فیلم Finding Forrester (بدنبال فارستر) آقای فارستر یه توصیه به یک نوجوان میکنه، اون میگه کلید قلب یه زن یه هدیه غیرمنتظره در یه زمان غیر منتظره هستش، من این توصیه رو بصورت کاملتری به شما میکنم، سورپرایز کردن یه زن تضمینی برای جذب کردن اون هست (حالا حتماً نباید یه کادو باشه).
یادم میاد یه زمانی دوست دختری داشتم که بعد از هفت، هشت ماه همه چیز تو روابط ما از کنترل خارج شده بود و دیگه تقریباً امیدی به ادامه اون نمیرفت. من هم باید به یه مسافرت بشدت طولانی چندین ماهه می رفتم. نشستم فکر کردم که چیکار کنم و یادم اومد که یه چند ماه قبل برای تولد یکی از دوستاش یه کادو ای خریده بودم که اون خیلی بیشتر خوشش اومده بود تا دوستش! کاری که کردم این بود: رفتم یکی دیگه برا اون خریدم و یه روزی که باهاش قرار داشتم بدون هیچ مناسبتی اون رو بهش دادم، هنوز هم یادمه که چقدر هیجان زده شد و هنوز هم یادمه که چطور صبر کرد تا من از سفر برگردم و باز هنوز هم یادمه که شاید بیشتر از یه سال دیگه هم را به راه کردمش!!
اصل هفتم – تملق گویی و اغواکنندگی:
این اصل از اصول اساسی روابط انسانی هست و اهمیت اون رو استاد دوم مدام به بنده تذکر میده. متاسفانه من در اجرای این اصل بشدت ضعف دارم اما مشغول به کار بستن و تمرینش هستم تا بتونم اون رو جزئی ار کلامم بکنم.
یکبار یه خانمی به من گفت خانمها دوست دارن که ازشون تعریف کنین، حتی اگه بدونن دروغ هم دارین میگین باز هم ازش لذت میبرن. استاد دوم بارها تذکر داده که خانمها دوست دارن که اغوا بشن. پیامبر (یا حضرت علی درست یادم نمیاد) یکی از حقوق زنان که مردها باید ادا کنند رو بازی با اونها میدونه. (مقصود حضرت از بازی، لاس زدن و اغوا کردنشون هست) (همونطور که مشاهده می کنین این اصل اسلامی هم که هست!) پس کلامتون رو با تملق چرب و نرم کنید، تا ببینید خانمها چطوری عاشق همنشینی با شما میشن!
این هفت اصل همیشه یادتون باشه، هنر خانم بازی بر این اصول بنا شده. همواره تو هر موقعیتی تمرینشون کنید تا جزئی از وجود و ناخودآگاه شما بشن.
نظر بدین (تاحالا 2 نظر)
من یه چند روزی مسافرت بودم، نرسیدم مطلب جدید بگذارم، ابن مطلب رو هم دیروز نوشتم اما اینترنتم بازی در آورد و امروز این رو تونستم بفرستم، فردا پس فردا هم اولین مطلب دختر بازی رو می گذارم تا جبران شه این مدتی که مطلب نگذاشتم.
وقتی خواسته های ما (رجوع کنید به مطلب ما چی می خواهیم؟) در تعارض با خواسته طرف یا طرف های (منظور از طرف فقط یه آدم نیست می تونه یه دولت، شرکت یا هر موجودیت واحد دیگه ای باشه) دیگه ای قرار می گیره احتمالاً (و نه همیشه) منجر به یه درگیری میشه. این خواسته ما -حالا هر چیزی که هست- یا در اختیار طرف(های) ما هست و یا در اختیار طرف سوم و یا بدون صاحب ولی با دو (یا بیشتر) خواهان! مثلاً:
1- تقی از یه دختر خوشش میاد، دختره یه دوست پسر داره، تقی و دوست پسر مذکور میزنن همدیگرو له و په می کنن!
2- تقی و نقی از یه دختر خوششون میاد، دختره دوست پسر داره، تقی و نقی و دوست پسر مذکور میزنن همدیگرو تیکه و پاره می کنن!
3- تقی و نقی از یه دختر که صاحاب نداره خوششون میاد، تقی و نقی میزنن همدیگرو جر و واجر می کنن!
در موارد ذکر شده خواسته و محرک میل جنسی هست اما در بسیاری از موارد این خواسته ما یک منبع قدرت هست، بهر صورت چون ایرانیها با اینجور مثالها آشنایی بیشتری دارن از این مثال استفاده شد!!!
هرچقدر که یکی از طرفین دارای برتری بیشتری نسبت به طرف دیگه باشه احتمال درگیری در حین تعارض خواسته ها هم بیشتر میشه و کلاً وقتی ارزش منابع قدرت دو طرف نسبتاً برابر باشه (به اصطلاح توازن قوا برقرار باشه) احتمال درگیری نمیره (مثلاً، روسیه و آمریکا امکان نداره با هم بجنگند مگه قصد خودکشی داشته باشند!!! چون طرفین از قدرت تقریباً برابری برخوردارن، ولی مثلاً می بینم که روسیه در موقع تعارض خواسته هاش با چچن بدون درنگ باهاش وارد جنگ شد چون منابع قدرت بصورت یک طرفه ای در اختیار روسیه بود) (بازهم بعنوان یک مثال ملموس! در حالتی که تقی از یه دختر خوشش میاد و دختره یه دوست پسر داره، اگه تقی خیلی از دوست پسر مذکور گردن کلفت تر باشه میره و دهن طرف رو سرویس می کنه! اما اگه دارای زور برابری با اون باشه دعوایی نمیشه چون میدونه که برنده نمیشه)
نظر بدین (تاحالا 0 نظر)
تو مطلب قبل راجع به انگیزه واقعی و نهایی آدمها صحبت کردم، دیدم اگه بخوام بیشتر اون مطلب رو باز کنم تا تموم شه، حالا حالا ها میشه راجع به اون نوشت و از بقیه مطالب میمونم، برای همین تصمیم گرفتم هر بار راجع به یک چیز بنویسم و چند تا مطلب رو با هم پیش ببرم تا تنوع مطالب حفظ بشه و حوصله کسی سر نره!
از اونجایی که ما همه دنبال بدست آوردن قدرت هستیم باید اول بدونیم منابع کسب اون چی هست؟ قدرت سه منبع داره:
اول) اطلاعات
دوم) ثروت
سوم) زور (منظورم توانایی مبارزه رو در رو هست، حالا می تونه از داشتن زور بازو شروع بشه بره تا داشتن اسلحه و ارتش)
نکته مهم این هست که این منابع قابل تبدیل به همدیگه هستند درست مثل 3 جور ارز مختلف که قابل تبدیل به همند و مثل ارز، دارای ارزش برابری مختلفی نسبت به همدیگه می باشند و بازهم مثل ارز، این ارزش برابری در زمانهای مختلف متغیر هست. الوین تافلر معتقد هست که در حال حاضر مهمترین و باارزش ترین منبع قدرت، اطلاعاته. اما بهر حال این می تونه در موارد مختلف متغیر باشه، بعنوان مثال توی یه مبارزه خیابونی بیشتر از هر چیزی زور تعیین کننده برنده هست، در یک حراج، ثروت و در یک مورد تجاری، اطلاعات می تونه بیشترین کمک رو بکنه. بهر حال در کل نظر الوین تافلر درست هستش و فقط در موارد خاص (و اندک) ارزش ثروت و زور از اطلاعات بیشتر میشه.
نظر بدین (تاحالا 0 نظر)
واقعا ما چی می خواهیم؟ جواب این سوال خیلی مهمه، اول بخاطر اینکه نشون میده انگیزه مردم در انجام کارها چی هست (ما خودمون هم جزئی از همون مردمیم) و دوم (و مهمتر) اینکه بما نشون میده اگه بخوایم کسی رو به چنگ بیاریم چه جوری باید براش تله بگداریم!!
فروید می گه: محرک کارهایی که ما انجام می دیم دو چیز هست،
اول) میل جنسی
دوم) آرزوی بزرگ بودن (مهم بودن، قدرتمند بودن، محترم بودن و ...، همه اینها به نوعی احساس بزرگ بودن رو در ما بوجود میاره)
پس اگه موقعیتی ایجاد کنین که کسی بتونه تو اون به یکی یا هردوی این موارد برسه، در آستانه جذب طرف به اون موقعیت قرار می گیرین. (فرض کنین یه کُسِ توپ تویه یه خونه خالی که درش بازه، در دسترس شما هست، می شه شما رو تصور کرد که با تمام قوا و سرعت در حال دویدن به سمت اون خونه هستین، حالا باز فرض کنین که یه نفر دیگه اون خونه رو کاملا مین گذاری کرده، نتیجه می گیریم بجای اینکه یه حال اساسی به دودول مبارک برسه، بزودی پودر خواهید شد!!!!! به این میگن تله! البته یه تله احمقانه که باعث حروم شدن یه کُسِ توپ میشه! در هر صورت گاهی وقتها هزینه گزافی باید بابت یه تله پرداخت، چه میشه کرد، چاره ای نیست) (کاملاً واضحه که شما همیشه برا نابود کردن کسی تله نمی گذارین، می تونه مثلا برای جذب یه نفر و ایجاد یک رابطه دوستانه یا بستن یه قرارداد باشه یا هر چیز دیگه ای)
فعلا این رو بعنوان یکی از مهمترین نکات داشته باشین، بعداً لازم میشه.
نظر بدین (تاحالا 0 نظر)
خوب، به حول و باتری الهی اینجا هم راه افتاد؛ البته بعد از تقریباً دوسال از وقتی که تصمیم گرفتم که یه بلاگ راه بندازم (ته سرعت عمل)! فکر کنم اگه به بدجنس نگفته بودم که این کارو می کنم چند سال دیگه هم طول می کشید تا راش بندازم.
این Blogger هم من رو نمود! چقدر دنگ و فنگ داره! الان دو هفته هست که دارم باهاش سر و کله می زنم، فعلا که دوزاریم افتاده چطوری کار می کنه، بدک هم نیست، تاریخ هاش رو می خواستم با یه Script ای فارسی (شمسی) کنم فعلا بی خیال شدم چون اگه می خواستم به همه جزئیات برسم به این زودی ها راه نمی افتاد ولی اون رو هم درست می کنم به زودی. قسمت نظرات (Comments) هم که خیلی چرت و پرته و اصلا نمی شد بهش Template داد ولی من حالا یه نامه (email) زدم به Blogger که یه فکری به حالش بکنن، فارسی هم اگه توش نظر بدین درست نشون نمی ده (پس فارگلیسی (پنگلیش) نظر بدین فعلا)، اگه اونا یه فکری به حالش نکردن خودم ردیفش می کنم با یه کم کار. اون دسته بیلی هم که اون بالا Blogger زورکی چسبونده رو با یه حقه ای ترتیبش رو داده بودم اما چون راجع به Comment ها برای Blogger نوشتم گفتم احتمالا یه سری به بلاگ می زنند و اگه ببینن اون رو حذف کردم، Comment ها رو که درست نمی کنن، هیچ بعید نیست در اینجا رو هم راه نیفتاده گل بگیرن بره پی کارش! خلاصه اون رو هم یه چند هفته دیگه دوباره پاکش می کنم.
یه کم هم راجع به خودم و چیزایی که قراره اینجا بنویسم بگم...
کلاً من کمتر وقت می کنم بلاگ های مختلف رو بخونم (بابا مشغله! بابا Busy!) ولی معمولا گه گداری یه وب گردی اساسی می کنم و چیزای مختلفی رو می خونم. تنها بلاگی که همیشه می خونم مال بدجنس هستش، لینکش هم اون گوشه بالا سمت چپ هستش، شما هم یه بار بخونین مشتری میشین! وبلاگ توتفرنگی رو هم تا وقتی مرحوم حاج محسن خان توتفرنگی (ره) توش چیز می نوشت رو می خوندم، اما بهر حال لینک اوشان هم اون بالا موجوده (جهت ثبت در تاریخ!) امیدوارم روحش قرین رحمت باشه و تو بهشت با حوری ها مشغول حال و حول!
همونطور که اون بالا مشاهده می کنین قراره اینجا راجع به قدرت، سکس، خانمها و روشهای بازی باهاشون!! (خانم بازی) و موفقیت (بطور کلی) مطلب بنویسم حالا اگه چیزهای دیگه ای هم پیش اومد می نویسم ولی مطمئناً دو موضوع زیر رو اینجا پیدا نمی کنین:
- راجع به سیاست (ایرانی و فرنگی!) اینجا چیری نمی نویسم کلاً منظور من از قدرت چیز دیگه ای هست که حالا می گم.
- داستانهای سکسی هم اینجا پیدا نمی کنین، به حمدالله عزیزان دیگه خیلی انرژی در این زمینه صرف کردن و همه نوع داستان (اعم از کوتاه، نیمه کوتاه، متوسط، نیمه بلند، بلند، خیلی بلند، خیلی خیلی بلند، رمان و ...)، خاطره، شعر، کس شعر و هزار کوفت و زهر مار دیگه از کردن ننه و خاله و عمه و فک و فامیل تا در و همسایه و غریبه و آشنا رو به رشته تحریر در آوردن و کلاً مواد اولیه جق زدن زیاد هستش و من هم حال و حوصله و وقت ندارم اینجا از این چیزا بنویسم. اینقدر مباحث مهمتری هست که راجع بهشون بنویسم که دیگه لازم نیست با آب و تاب شرح بدم که موقع کردن فلانی رنگ نوک سینش قهوه ای بنفش فام!!!! بوده یا رنگ دیگه! سکس رو هم از جنبه دیگه ای می خوام راجع بهش بنویسم که حالا می گم.
همیشه قدرت برای من (و صد در صد برای شما هم) مسئله جذاب و مهمی بوده برای همین می خوام در مورد قدرت، معادلاتش و منابعش، مبارزه و استراتژی هاش و خیلی چیزای دیگه مربوط به قدرت مطلب بنویسم.
سکس هم که مبحث شیرین همیشگی بوده و هست و خواهد بود و راجع بهش می نویسم البته احتمالاً نه خیلی زیاد.
از اونجایی که روشهای مخ زنی در ایران داره به اتو زدن محدود میشه و این هنر اصیل و باستانی داره گم و گور میشه، اینجا راجع به اون خیلی زیاد می نویسم، کلاً هر کس سکس خواهد جور مخ زنی باید کشد (روشهای میانبری همچون خانه عفاف هم موجوده که توصیه نمی شه. در کل اگه آدم پول بالا کُس بده دیگه اون مزه رو نمی ده که حاصل مخ زنی خودش رو بکنه!) از اونجایی که بنده افتحار شاگردی دو تن از اساتید بزرگ این فن شریف رو داشتم و سالها در این زمینه تحقیق کرده و تجربه کسب نموده و دود چراغ خوردم نکات و تجربیاتم رو برای شما می نویسم و شما هم برای من بنویسین!! یکی از اون اساتید هم قول داده یه مطالبی بده اینجا بگذارم که حتما این کارو می کنم و همگی جمیعاً برای سلامتیشون صلوات محمدی بفرستین.
موفقیت هم چیزی هست که همه ما دنبالشیم، یه نکات کوچیکی هم راجع بهش گه گداری می نویسم براتون.
سعی می کنم چند بار تو هفته اینجا مطالب جدید بنویسم، اصلاً نمی دونم کسی این نوشته ها رو می خونه یا نه ولی امیدوارم بلاگ بدرد بخوری از آب در بیاد!
نظر بدین (تاحالا 1 نظر)![]() |
نوشته های جـدیـدتـر |

